کتاب رمان « سیاوش » دارای ژانر درام و ماجراجویی است . در قسمتی از رمان می خوانیم : با دیدن چهره بابام ته دلم قرص میشد ، همیشه با خونسردی بام برخورد می کرد ، موهای سفید و صاف و پرش که پشت سفید شدن هر کدومشون یک تجربه خوابیده ، قد بلند و هیکل چارشونش ، هر روز ورزش می کرد و مراقب سلامتیش بود . رفتم یه دوش گرفتم و برگشتم صبحونه خوردم . مامانم واسم سفره رو آماده چیده بود . صالحی : صدام که واستون گوش خراش نیست ؟ فرهاد : اتفاقا صدای قشنگی دارید ، بهتون می خوره تو رادیو ، جایی گویندگی کرده باشید . صالحی خندید و عینکش رو برداشت از چشمش : اره پسرم ، من حدودا هجده ساله تو رادیو گویندگی می کنم ، معمولا شعر میگم ، داستان های کوتاه شب و … یادش بخیر اون موقع ها واسه آرش داستان می گفتم بخوابه ، دلتنگی شده غذای روحم ، هر روز باهامه . – جناب صالحی میتونم بپرسم چرا این کتاب اینقدر واستون مهمه و وقتی می خونید اینقدر غرق کتاب میشید ؟! صالحی : من هر وقت داستان می خونم باهاش ارتباط برقرار می کنم ، شاید منم سهمی از اون کتاب باشم یا سهم من از اون توی کتاب باشه ، برای تمام کتاب ها اینقدر ارزش قائلم پسرم . من و فرهاد یه نگاه بهم دیگه کردیم و یه نگاه به ساعت انداختم . – آقای صالحی اگر موردی نداره ما مرخص شیم فردا بازم مزاحمتون میشیم …. نمیدونم هوا خیلی خوب بود یا هوای دل من با هر روزی سازگار بود و سازش کوک بود ، هر جای پارک رو نگاه می کردم یه خاطره مرور میشد ، لحظه لحظه کنار هم بودناش ، حرف زدناش ، دستهای گرمش ، نگاه پر از عشقش ، من و اون حالا برای همیشه با همیم کنار همیم . با صدای سیاوش نگاهم از پارک برداشته شد : سیاوش : تقدیم به خانمم ! یه شاخه گل قرمز رنگ دستش بود اومد کنارم نشست . مثل همیشه و حتی بیشتر ، حال خوبم رو حس کردم …
#نسخه الکترونیکی کمک در کاهش تولید کاغذست. #اگر_مالک_یا_ناشر_فایل_هستید، با ثبت نام در سایت محصول را به سبدکاربری خود منتقل و درآمدفروش آن را دریافت نمایید.
تعداد مشاهده: 17 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
فرمت فایل اصلی: .pdf
تعداد صفحات: 174
حجم محصول:1,294 کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها